سه اصل برنامه همکاری با اینشورتک ها

سال 2020 میلادی سال نوآوری باز در صنعت بیمه بود. شیوع ویروس کرونا چنان صنایع مختلف جهان را تحت تأثیر خود قرار داد که همگی بعد از مدتی مدل‌های کسب و کار خود را مطابق با شرایط جدید و محدودیت‌های ارتباطی تازه چیدند و چه بسا در این میان صنعت بیمه دنیا به رغم همه محدودیت‌ها و معذوریت‌ها توانست سربلند باشد چرا که استفاده از شیوه‌های تازه نوآوری باز فرصتی تازه برای اهالی بیمه خلق کرد. در این میان آنچه بیش از هر زمانی نمود داشت همکاری متقابل شرکت‌های بیمه و استارتاپ های بیمه با شتاب دهنده و مراکز رشد بود. در واقع هر جایی چالشی احساس می‌شد استارتاپ های بیمه در همکاری با شتاب دهنده‌هایی که حالا فرصت ویروس کرونا را برای کاری بزرگ غنیمت می‌دانستند وارد عمل می‌شدند و به سرعت راهکاری برای چالش به دست می‌آوردند.

 

رشد اکوسیستم سرمایه گذاران خطر پذیر و استارتاپ های بیمه در سال 2020 میلادی را می‌توان به میزان قابل توجهی به ویروس کرونا نسبت داد. حضور در اکوسیستم‌های سرمایه گذاری خطرپذیر اما معنای خاصی برای اینشورتک ها و استارتاپ ها دارد. این که حالا استارتاپ های بیمه‌ای و اینشورتک ها جزیی از یک برنامه یا چندبرنامه خواهند بود. اما چطور می‌توان برنامه‌ای متفاوت و فراگیر برای برطرف کردن چالش‌های موجود طراحی کرد؟ هر برنامه باید چه ویژگی‌هایی در نقش همکاری میان استارتاپ های بیمه و شتاب دهنده‌ها و مراکز رشد و سرمایه گذاری داشته باشد؟

 

بیشتر بخوانید: شرکت‌های بیمه چگونه می‌توانند با استارتاپ‌ها همکاری کنند؟

 

مشخصات یک برنامه همکاری استارتاپی

می‌توان ادعا کرد که یک برنامه همکاری مناسب ارزش کسب و کاری فوری برای حمایت کننده برنامه و شرکت کنندگان دیگر آن ایجاد می‌کند. کلیدواژه «فوری» در واقع به معنای آن است که تمامی تمرکز برنامه باید روی فرآیندهای کسب و کار اصلی و تجربه مشتری باشد. به عبارت دیگر هدف بازگشت سرمایه است نه فقط ذخیره کردن ایده‌های ناب!

 

اما یک برنامه خاص باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟ در این جا به سه مورد از شرایط یک برنامه نوآوری باز اشاره شده است:

  • برنامه باید بازگوی مشکلات و مسائل مشخص و واقعی کسب و کار باشد. مسئله هم به چالشی تلقی می‌شود که در سال حدود 1 میلیون دلار هزینه داشته باشد. در واقع اندازه و سایز مشکل پیش رو است که دامنه رابطه بلندمدت و امکان فرصت همکاری دوطرف را مشخص می‌کند. مشکل هم باید مانند برنامه معلوم و واضخ تبیین شده باشد تا معیار بهبود آن نیز در برنامه به خوبی مشخص شود.
  • محصول آزمایشی اول باید بر اساس داده‌های موثق و اطلاعات مشتریان واقعی باشد. چرا که برنامه باید بر اساس واقعیات ملموس بوده و بتوان در پله‌های آخر طراحی محصول هر لحظه به ورود آن به بازار فکر کرد. پس باید برنامه بر اساس اطلاعات واقعی و نه حدس و گمان طراحی شده باشد. یک برمانه خاص و متفاوت تنها زمانی می‌تواند ضامن موفقیت یک محصول ابتدایی باشد که در محیطی پویا و براساس داده‌های واقعی آزموده شده باشد. با این اوصاف طراحی این برنامه به بلوغ خاصی از شریک استارتاپی نیاز دارد.
  • نمونه آزمایشی اولیه باید بودجه‌ای واقعی داشته باشد. حداقل بودجه‌ای که در ایالات متحده برای یک نمونه آزمایشی در نظر می‌گیرند 100 هزار دلار است و نمونه‌هایی که پایین‌تر از 50 هزار دلار بودجه لازم دارند اصلاً در برنامه‌های همکاری شتاب دهنده نمی‌گنجند! بالا گرفتن بودجه اولیه بیانگر این موضوع است که مسئله همکاری برای هر دو طرف جدی است.