سرعت و انعطاف، راز موفقیت مدل‌ عملیاتی

این روزها بیشتر شرکت‌های بیمه در ورای استفاده از فناوری‌های تازه در پی تبدیل شدن به برهم‌زننده‌های دیجیتالی صنعت خود هستند و با نوآوری در خدمات متصل‌به‌هم سعی در برآوردن نیازهای مشتریان خود دارند اما در بیشتر اوقات نقشه‌های آنها با موفقیت همراه نیست و آن برهم‌زنندگی رؤیایی که مدنظرشان است، محقق نمی‌شود. چرا که مدل عملیاتی آنها برای اقدامات نوآورانه سازگاری ندارد، مدل‌های عملیاتی قدیمی که نمی‌تواند سرعت و انعطاف پذیری لازم را در محیط‌های دیجیتالی پرسرعت داشته باشند. در واقع نداشتن چابکی و انعطاف است که شرکت‌های بیمه را از رسیدن به هدف برهم‌زنندگی باز می‌دارد نه نحوه استفاده از فناوری‌های دیجیتالی روز. شبکه نوآفرینی پلنت در این نوشتار به تأثیر انعطاف پذیری مدل‌های عملیاتی شرکت‌های بیمه در روند فعالیت‌های دیجیتالی آنها و عوامل مؤثر بر آن می‌پردازد.

 

در دنیای رقابتی و دیجیتالی امروز لازم است که شرکت‌های بیمه مدل‌های عملیاتی خود را با استراتژی‌های کسب و کار دیجیتالی خود تطبیق دهند. طبق گزارش موسسه تحقیقاتی اکسنچر در حال حاضر فقط 25 درصد شرکت‌های بیمه (از میان جامعه آماری 500 شرکت بیمه در کل دنیا) دارای مدل عملیاتی خاصی هستند که توانایی تطبیق و سازگاری مداوم با استراتژی‌های کسب و کار شرکت را دارند و فعالیت‌های جدید ارزش افزوده را هدایت می‌کنند. در این میان 31 درصد مدیران شرکت‌های بیمه به شدت موافق این امر بودند که مدل عملیاتی شرکت آنها به درستی منطبق با اقدامات نوآورانه‌شان است.

 

در این راستا برای از میان برداشتن شکاف میان مدل عملیتی و استراتژی کسب و کار لازم است که شرکت‌های بیمه به اصلاح برخی بخش‌های مهم سازمان خود اقدام کنند. همان طور که در مطلب گذشته اشاره شد ساختارهای سازمانی و مشوق‌ها دو عامل مهم کارساز برای پیشبرد هداف دیجیتالی کسب و کار در سازمان و پشتیبانی از آن هستند. اما دو بخش حیاتی دیگر نیز در سازمان‌ها وجود دارند که برای رسیدن به هدف همگرایی مدل عملیاتی با استراتژی کسب و کار دارای اهمیت فراوانی هستند و البته نیازمند تغییراتی جدی:

 

بیشتر بخوانید:

مدل عملیاتی، چالش اصلی نوآوری دیجیتال

 

 فرهنگ: یک مدل عملیاتی مؤثر که برای پشتیبانی از استراتژی کسب و کار دیجیتالی سازمان طراحی شده باشد باید با فرهنگ صحیح شرکت هم راستا باشد. فرهنگی که ارتباطات، نوآوری، ریسک‌پذیری و همکاری را در بالاترین جایگاه آن تشویق کند. علاوه بر این فرهنگ صحیح یک سازمان بایدهمیشه منافع مشتری را در اولویت داشته باشد. فرهنگ یک شرکت صرفاً به کارکنان آن محدود نمی‌شود. گسترش پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی و اکوسیستم‌های دیجیتال این روزها فرهنگ سازمان‌ها را به فراتر از محدوده سازمان گسترش می‌دهد به طوری که مشتریان، نیروی کار مستقل و آزاد، استارت‌آپ‌ها و شرکای تجاری سازمان را نیز شامل می‌شود. تغییر فرهنگ گسترده سازمان آسان نیست و این کار نیازمند اهداف مشترک و تعاملات مکرر بین افرادی کلیدی است که اهداف دیجیتالی شرکت را تبیین و هدایت می‌کنند.

 

امکانات و قابلیت‌ها: شرکت‌های بیمه باید مطمئن شوند که سه قابلیت مهم در مدل عملیاتی آنها با استراتژی‌های کسب و کار دیجیتالی‌شان همخوانی داشته باشد:

 

  • استعداد: تغییرات گسترده در روش کاری که در محیط‌های دیجیتالی به کار گرفته می‌شود نیازمند این است که شرکت‌های بیمه روش‌های تازه‌ای برای پیدا کردن، هدایت و حفظ کارکنان خود داشته باشند. نیروی کار متغیر و غیر مستقر که از مهارت‌های مورد نیاز در بیرون از سازمان تأمین می‌شود می‌تواند انعطاف پذیری و سرعت عمل شرکت‌های بیمه را تا حد بسیار زیادی بالا ببرد.
  • شراکت در اکوسیستم‌ها: مشارکت اکوسیستمی راهبردی و استراتژیک به شرکت‌های بیمه این امکان را می‌دهد تا سرعت دسترسی به محصولات و خدمات دیجیتال خود را گسترش دهند. اولین موج همکاری اکوسیستم دیجیتالی به شراکت و توسعه کسب و کارهای سنتی گرایش داشت. امروز بسیاری از شرکت‌های بیمه در حال شکل دادن به روابطه نزدیک با دیگر شرکای اکوسیستمی خود هستند، روابطی که در آن از واسط‌های قابل برنامه ریزی (API) برای به اشتراک گذاشتن اطلاهات در میان اکوسیستم‌های دیجیتالی استفاده می‌شود. این شراکت‌های API مقیاس پذیرتر، سریع‌تر و دارای پیچیدگی‌های کمتری برای اجرا هستند که به شرکت‌های بیمه این امکان را می‌دهند تا با سرعت عمل بیشتری در اکوسیستم‌های خود دست به تغییر بزند و از تغییرات استراتژی‌های کسب و کار دیجیتالی آنها حمایت می‌کند.
  • اتوماسیون هوشمند: اکثر برهم زننده‌های دیجیتال به اهمیت اتوماسیون و خودکارسازی کامل مدل‌های عملیاتی خود پی برده‌اند. متصدی‌های بیمه از جمله تأمین کنندگان بیمه‌های سنتی در زمینه اتوماسیون هوشمند مدل‌های عملیاتی ضعیف‌تر و کندتر از سایرین رفتار می‌کنند. اتوماسیون هوشمند که شامل سیستم‌های رباتیک، پردازش شناختی و فناوری یادگیری ماشین است می‌تواند به کاهش هزینه‌ها و بهبود کارایی سازمان کمک کند. مهم این که می‌تواند به نیروی کار سازمان این امکان را بدهد تا تصمیماتی سریع‌تر و هوشمندانه‌تر داشته باشند، تصمیاتی که مستقیم روی روند مدل عملیاتی سازمان تاثیرگذار است